السيد الطباطبائي

248

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

طباطبائى مى فرمايد : اسماء خدا در واقع اسمِ اسم خدا هستند . اشكال : باصطلاح « ننقل الكلام » به همين اسم دوم ، مگر امكان دارد بر خداوند صفتى را اثباتاً اطلاق كرد كه نتيجه اش تركيب خداوند ( نعوذ بالله ) است ؛ حمل مصداق هاى اسم ها بر خداوند ، صحيح است ؟ ! در اين صورت مركب از هزار صفت و مصداق ، مىشود . در بينش مسموم و زهر آگين محى الدين ، هر اسم خدا ، يك خدا است داراى شخصيت ويژه و با اراده ، و هر كدام كار ويژه خود را دارند كه با كاركنان زير دست شان كار مى كنند . هم اين خدايان زير نظر « الله » كار مى كنند « 1 » . اما هرگز امكان ندارد كه علامه بزرگوار طباطبائى به آن نظر محى الدين توجه داشته باشد ، همانطور كه پيش تر عرض كردم ، او از محى الدين متنفّر بود . شايد توجهش به همان اثبات گرائى ارسطوئيان بوده كه هميشه براى هر چيز تعريف اثباتى مى آورند ، نه تعريف سلبى ، به شرحى كه پيش تر گذشت .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد « محى الدين در آئينه فصوص » جلد اول ص 657 تا 660 . و نيز ص 663 تا 667 .